تبليغاتX
تازه عروس
تجربیات من برای شما و تجربیات شما برای من

نمي دونم شما از كدوم دسته از آدمها هستيد. افراد با برنامه يا بدون برنامه؟

خيلي از ما آدما بدون برنامه زندگي مي كنيم و بدون اون هم تصور مي كنيم كه افراد موفقي هستيم. اما بايد بدونيم كه اگر در زندگي برنامه وجود داشته باشه خيلي سرعت پيشرفت بالاتره و خيلي از مشكلات و موانع را در زندگي هرگز نخواهيم ديد.

داشتن برنامه در زندگي حسن ديگه اي هم داره و اون ايجاد انگيزه است. وقتي برنامه ريزي مي كنيم و طبق اون مي ريم جلو با انجام هر مرحله از برنامه حس مي كنيم كه يك پله بالاتر رفتيم و چون آخرين پله را مي بينيم رسيدن به آن برامون قشنگ تر و دست يافتني تر مي شه. اينطوري يه جورايي زندگي برامون هيجان بازي را هم خواهد داشت و اين به خود ما در ادامه اين بازي كمك مي كنه.

اما يه مساله مهم وجود داره و اون اينه كه تا كي بايد برنا مه ريزي داشت؟ البته اينا كه مي گم نظر خود منه و نمي دونم چقدر اساتيد و بزرگان تائيدش مي كنن. اما من فكر مي كنم كه بهتره موارد مهم و اساسي براي كل زندگي مشخص بشه و براش برنامه ريزي بشه. ولي قطعه قطعه كردن زمان بعد از مشخص شدن هدفهاي كلي خيلي بهتره. اول سالانه بعد ماهانه، بعد هفتگي و بالاخره روزانه. بايد بدونيد كه براي رسيدن به آن هدف بزرگ هر روز و هر ساعت چه مسافتي را بايد بپيمائيد تا مثلا بعد از 10 سال به جايي كه دوست داريد رسيده باشيد. در غير اين صورت ممكنه كه زمان كم بياريد يا براي رسيدن به هدفتون خيلي اذيت بشين چون مثلا اگر قراره يك كاري رو در 5 روز آينده انجام بديد شايد در 3 روز اول چون بدون برنامهريزي حركت كرديد مسير زيادي را پيش نريد و مجبور بشيد در 2 روز باقيمانده بيشتر انرژي صرف كنيد.

البته اين خود بنده! كه الان براتون اين چيزي رو نوشتم سعي مي كنم برنامه ريزي خوبي داشته باشم اما معمولا نتونستم. اميدوارم شما بتونيد و به منم كمك كنيد تا از تجربيات شما استفاده كنم.



+ نوشته شده در  شنبه 10 مرداد1388ساعت   توسط مریم | 

امروز مي خوام راجع به جوانه ها بنويسم. نمي دونم توي رژيم غذاييتون چقدر از جوانه ها استفاده مي كنيد. اما اگر مقدارش كمه بهتره كه زيادش كنيد چون منبع غني و تازه از مواد معدني؛ املاح و ويتامينهاست. اين روزا توي سوپرماركتها هم جوانه ها فرخته مي شوند اما چند نوع جوانه محدود بيشتر نيست. ولي يه خبر خوب و اون اينكه مي تونيد خودتون توي منزل تهيه كنيد و نوش جان كنيد. امروز بهتون مي گم كه چطور مي شه اين كارو كرد.

تهیه انواع جوانه ها

 محل تهیه جوانه باید کمی گرم باشد. مثلاً یک طاقچه بالای شوفاژ یا نزدیک اجاق و یا یک قفسه که هوا در آن جریان داشته باشد ولی سرد نباشد.

برای آن که گرد و غبار روی جوانه ننشیند ، روی شیشه یا سینی را با تنظيفی بپوشانید. توجه کنید که از هر یک قاشق غذاخوری دانه غلات، هشت قاشق جوانه به دست می آید.


وسایل لازم برای تهیه جوانه:

- یک شیشه دهان گشاد نسبتاً بزرگ یا یک سینی کوچک که لبه آن اندکی بلند باشد،

- یک تکه ململ یا تنظيف و چند کش لاستیکی

- یک آب کش و یا یک چای صاف کن بزرگ


طرز تهیه:

- دانه ها را از شب تا صبح در آب خیس کنید و آن را در جای نیم گرمی قرار دهید ( بعضی دانه ها نیاز به خیس کردن ندارند).

- پس از خیساندن و آب کش کردن، آن را به آرامی زیر آب بگیرید و سپس بگذارید در همان آب کش، کاملاً آبش جدا شود تا نپوسد.

- آن را در شیشه و یا سینی کوچک بریزید و پارچه مرطوبی روی آن بکشید و هر صبح و شب عمل شستن( به آرامی ) و آب کش کردن را تکرار کنید. در تابستان وقتی هوا خیلی گرم است عمل شستن را سه بار در شبانه روز تکرار کنید. در تمام این مدت ظرف را در محلی تاریک و نسبتاً گرم نگاه دارید. توجه کنید که باید اندکی آب در انتهای دانه ها وجود داشته باشد.

- اگر حرارت محیط حدود 22 درجه سانتی گراد و محل آن تاریک باشد، دانه خیلی زود جوانه می زند. بسته به نوع دانه، بین سه تا پنج روز و گاهی بیشتر می توانید جوانه را از تاریکی درآورید و پشت پنجره رو به آفتاب بگذارید. جوانه را همیشه مرطوب نگاه دارید تا اندکی بیشتر رشد کند ( آب کش کردن را فراموش نکنید).

- پس از یک تا دو روز ماندن در جلوی نور خورشید، جوانه آماده مصرف است. آن را یک بار دیگر به آرامی آب کش کنید و در ظرفی دربسته ای در یخچال نگه دارید و به تدریج مصرف کنید.

اگر بخواهید پوسته روی بعضی از جوانه ها ( مانند ماش یا سویا ) را از آن ها جدا کنید، جوانه آماده شده را در کاسه ای بریزید و آن را پر از آب کنید. سپس به آرامی آن را هم بزنید. پوسته ها روی آب می آیند، ولی بهتر است پوسته ها را از جوانه ها جدا نکنید، زیرا همین پوسته ها دارای مقدار زیادی فیبر هستند که برای کار دستگاه گوارش بسیار مفیدند.

بعضی از دانه ها مانند عدس، سویا، نخود، و مانند آن را یکی دو بار در روز زیر و رو کنید تا همه آنها هوا بگیرند و جوانه بزنند.

بعضی دانه ها زودتر و برخی دیرتر جوانه می زنند، ولی اگر دانه کهنه باشد جوانه نمی زند. همیشه بهترین نوع دانه را بخرید و تا آنجا که ممکن است دانه هایی را بخرید که به آنها سموم نباتی نزده اند.

بدین گونه انواع مختلف موادمعدنی را با خوردن جوانه ها به بدن خود می رسانید. می توانید دانه ی هر نوع سبزی را سبز و سپس مصرف کنید.( به جز سیب زمینی، گوجه فرنگی و لوبیا چشم بلبلی که مسموم کننده اند).

آسان ترین دانه ها برای جوانه زدن عبارت اند از: یونجه، ماش، عدس، شنبلیله، تربچه، نخود و گندم و پس از آن ها تخمه آفتاب گردان، کدو، کنجد، بزرک، نعنا و سپس انواع لوبیاها مانند سویا ، جو، ذرت و ارزن.

از میان جوانه ها، دانه سویا بسیار مغذی است. توجه کنید که دانه سویا تازه باشد، پوستش شکسته نباشد و دانه نصف نشده باشد.

زمان لازم برای تهیه جوانه ها:

الف- دانه های که باید حدود 6 تا 8 ساعت خیس کنید:

یونجه ( مدت جوانه زدن : 6-5 روز )

شنبلیله ( مدت جوانه زدن : 4-3 روز )

تربچه ( مدت جوانه زدن : 5-4 روز )

کنجد ( مدت جوانه زدن : 2-1 روز )


ب- دانه هایی که باید حدود 10 تا 18 ساعت خیس کنید:

نخود ( مدت جوانه زدن : 4-3 روز )

عدس ( مدت جوانه زدن : 5-3 روز )

ماش ( مدت جوانه زدن : 5-3 روز )

سویا ( مدت جوانه زدن : 5-3 روز )

آفتاب گردان ( مدت جوانه زدن : 2-1 روز )

گندم ( مدت جوانه زدن : 3-2 روز )

چاودار ( مدت جوانه زدن :3-2 روز )

ارزن ( مدت جوانه زدن :4-3 روز )

منبع : دنیای تغذیه




اين جوانه ها رو مي تونيد توي سالاد بريزيد و با اون ميل كنيد. البته كساني كه نفخ معده پيدا مي كنند بعد از خوردن جوانه ها، مي تونن اونا رو بخارپز كنند و بعد مصرف كنند. خود من جوانه ها را آب ليموي تازه و نمك و كمي روغن زيتون و آويشن خيلي دوست دارم حتي اگه هيچ چيز ديگه اي هم نداشته باشه.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت   توسط مریم | 
الان قراردادو بستيم و من دوباره برگشتم به شركت. در لحظه عقد قرارداد 3 ميليون تومان پول گرفتن و قرار شد تا دوشنبه باهامون تماس بگيرن براي اينكه بدونيم بعد از اين چيكار بايد بكنيم. مثل sample دادن براي نوشتن پروژه هاي تخصصي ام. لازمه بدونين كه 3 تا پروژه بايد بدم كه در زمينه تخصص خودم باشه. البته حالا صبر كنيد تا دوشنبه ببينيم چي مي گن. البته گفتن كه توي تمام مراحل كار كمكمون مي كنن.


انشالله كه خدا كمك كنه و مسيرمون همون مسيري باشه كه خدا دوست داره.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط مریم | 

نمي دونم تا حالا به مهاجرت فكر كرديد يا نه؟ اصلا به نظر شما مهاجرت راه درستيه؟

البته اينكه كار درستيه يا نه خود منم نمي دونم. اما فعلا همچين تصميمي گرفتيم. البته قراره كارا رو بكنيم و بريم ببينيم اگه خوب بود بمونيم. كه البته كسايي كه رفتن مي گن خوبه! ما قراره اينجا خونه و زندگيمونو بذاريم دست نخورده بمونه تا وقتي مطمئن بشيم كه همه چيز خوبه.

اينكه كجا بريم رو هم تحقيق كرديم. البته بيت كانادا و استراليا. اما علت اينكه استراليا رو انتخاب كرديم فقط به خاطر اين بود كه به رشته ما اونجا نياز دارن اما كانادا ديگه مهندس نمي خواد و فقط تكنسين لازم داره اما از نظر رفاه اجتماعي ظاهرا بالاتره.

امروز ان شالله قراره بريم قرارداد ببنديم و اگه خدا بخواد شروع كنيم به انجام كارايي كه لازمه. و مي خوام قدم به قدم براتون بنويسم كه دارم چيكار مي كنم تا اگه شما هم خواستين برين براتون مفيد باشه.

قبل از هر چيزي بايد بگم كه الان استراليا به بعضي از رشته ها نياز داره كه يكي اش برقه. اطلاعاتي كه مي نويسم مر بوط مي شه به نحوه پذيرش براي رشته برق-الكترونيك.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 مرداد1388ساعت   توسط مریم | 

"بینید ما زنها نیازها و عواطفی داریم که وقتی همسرون اونها رو فقط از پنجره ی ارزای شبانه می بینه به جوش خواهیم اومد و آن زمانی ست که سعی می کنیم خودمونو نجات بدیم ولی وقتی شرایط ایران اجازه این کار رو به ما نمی ده مجبوریم در کنار تحمل دید کوتاه وحیوانی شوهرمون لحظه ای با کسی هم صحبت بشیم که با کلام و دلون همراه بشه و مارو به اوج برسونه آیا این به نظره شما خیانته؟"

به نظر من بازي زندگي مثل تمام بازياي ديگه يه قواعد و قوانيني داره كه بايد بهشون پايبند بود. اگه كسي به قوانين بازي پايبند نباشه مثل اينه كه دوپينگ كرده باشه. درسته كه شايد توي بازي ببره اما اگر اين مساله لو بره مطمئنا تمام لذت اون برد ظاهري جاي خودشو به يه عذاب بزرگ خواهد داد و اگر هم لو نره باز هم لذت اون برد واقعي نخواهد بود چون خودش هم خوب مي دونه كه اين برد از راه درستي نبوده. و از همه مهمتر موقت بودن اين لذته.

به نظر من براي يك برد دائمي بايد فكر دائمي كرد و فكر دائمي يعني اساسي به مساله نگاه كردن و درست مساله را بررسي كردن. اگر واقعا مشكل حل نشدنيه (منظورم امتحان كردن تمام راههاي حل مشكله) خيلي راحت و شفاف آدم مي تونه از بازي انصراف بده و وارد بازي ديگه اي بشه. مثل كشتي گيرايي كه مثلا با اسرائيل روي تشك نمي رفتن. با اينكه قبولش نداشتن و شايد مي تونستن از راههاي ديگه اي هم حتي بهش ضربه وارد كنند اما رو بازي كردن و از همون اول موضع خودشونو نشون دادن.

زندگي هم همينه و من شديدا به تلافي دنيا اعتقاد دارم. اگر خيانت كني مطمئنا خيانت مي بيني. اين قانون انرژيهاي طبيعته. به نظر من اگر كسي بخواد به تمام روزهاي زندگيش نگاه كنه و براي شاد بودن در تمام لحظه هاش برنامه ريزي كنه بايد اصولي و درست به مسائل نگاه كنه. مشورت و به دنبال خوشبختي و زندگي سالم بودن انرژيهاي پاك و مثبت را به زندگي آدم دعوت مي كنه كه گاهي اين انرژي مثبت شايد به جدايي ختم بشه اما هميشه يادمون باشه كه اون آخرين دري خواهد بود كه بايد زده بشه و قفلش باز بشه. تلاش براي ساختن زندگي شيرينتر از تمام خوشيهاي موقت و زودگذريه كه هميشه عذاب وجدان و حسرت به همراهشه. تازه اگر به پشيموني نينجامه.

اميدوارم كه تونسته باشم نظرمو درست منتقل كنم. البته يه چيزي رو يادم رفت بگم كه هر آدمي كه مي بيني در جنگ دروني بزرگي با خودشه. همه ما درگير جنگهاي درونيمون هستيم كه شايد ازقبل از تولدمون درونمون شروع شده باشه. اگر همديگه رو دوست داريم و اونقدر عشقمان بهمون توان مي ده كه بتونيم يه پرستار خوب باشيم مي تونيم قشنگ ترين نتيجه ها رو از اين پرستاري و تيمار همديگه بگيريم. گاهي پرستاري ما به اندازه يه صحبت كردن شاده است اما از ترس باختن هيچوقت امتحانش نمي كنيم و گاهي هم مجبور مي شيم مثل يه جراح دست به يه جراحي بزرگ بزنيم كه هم خيلي مشكله و هم ريسكش بالاست. اما در هر صورت اين انسان بودن ما و قدرت بالايي كه خدا به ما داده باعث مي شه تا از تلاش كردن و محك زدن توانمان در زندگي لذت ببريم.

+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت   توسط مریم | 

تا حالا به نحوه برخوردتون با همسرتون در مواقعي كه اشتباهي مرتكب مي شه فكر كرديد؟

به اين فكر كرديد كه اگه خودتون همون اشتباه را مرتكب مي شديد انتظار داشتيد چطوري باهاتون برخورد بشه؟

يا اينكه اصلا اين چيزي كه شما اسمش را اشتباه مي گذاريد اشتباه بوده يا اختلاف سليقه؟

توجه به اين مسائل مي تونه هم يه خونه آروم و با آرامش را تبديل به يه خونه پر استرس و پرتنش كنه و هم بالعكس عمل كنه و آرامش را به ارمغان بياره.

وقتي همسرتون كاري را انجام مي ده كه به نظر شما اشتباهه اولين چيزي كه بايد بهش توجه كنيد اينه كه اون واقعا اشتباهي را مرتكب شده يا اين شماييد كه باب ميلتون نبوده و دارين اذيت مي شين؟ بعضي مسائل اصلا اشتباه نيستند. مثلا اگه همسرتون به جاي درست كردن نيمرو توي ماهيتابه اونو توي يه قابلمه بزرگ كه شستنش براي شما سخته درست كرد اين كار اشتباه نيست. چيزي نيست كه لازم باشه سرش دعوا و جروبحث راه بيفته. خيلي آرام و با آرامش مي شه مساله را عنوان كرد و ازش خواست كه به خاطر سخت بودن شستن قابلمه ديگه اين كارو نكنه و يا اينكه اگر دوست داره توي قابلمه درست كنه مي تونه خودش ظرفشو بشوره. خيلي آرام و ملايم.

اما بعضي چيزهاي ديگه سهل انگاري يا بي توجهيه نه اشتباه. مثلا جاگذاشتن سوئيچ توي ماشين. اينم چيزيه كه همسرتون مطمئنا دوست نداره كه اتفاق بيفته ولي حالا كه پيش اومده اشتباه نبوده بلكه سهل انگاري بوده. اصلا خوب نيست كه بابتش سركوفتي زده بشه و يا اينكه اگر قبلا هم جاي ديگه سهل انگاري رخ داده دوباره مطرح بشه و به قول معروف نبش قبر بشه. بهتره توي حل مشكل به همسرتون كمك كنيد و فقط در يك جمله از بخوايد كه كمي توجه بيشتري داشته باشه. باز هم با آرامش و ملايم و مهربان. نه مثل مادر و فرزند يا پدر و فرزند با تحكم.

گاهي وقتا هم يه سري چيزا عادت شده و شما به همين راحتيا نمي تونيد درستشون كنين و متاسفانه هر روز باهاش درگيرين. درسته سخته اما باز هم با آرامش و ملايمت بايد رفتار بشه و فقط هر بار در حد يه تذكر باشه تا آروم آروم مساله تغيير كنه. هيچوقت توي ترك عادت دادن كسي نبايد لجبازي بشه چون هيچوقت درست نمي شه. البته اينكه گاهي مشابه رفتار كسي را براي خودش انجام بديم تا متوجه حسمون بشه بد نيست. اما بايد توجه داشته باشيم كه حتما اين كار بايد با احتياط انجام بشه كه حمل بر لجبازي نشه.

اما وقتي كسي واقعا اشتباهي را مرتكب مي شه مثلا خيانت مي كنه اين ديگه مساله اش فرق مي كنه. البته توي اين مساله كه بايد با آرامش مساله حل و فصل بشه شكي نيست اما بايد مساله كاملا جدي گرفته بشه. اگه شما هزار بار هم با چنين فردي دعوا كنيد و همه جوره محدودش هم كنيد باز هم انجامش مي ده. بهترين كار در زمان مواجهه با اشتباه ريشه يابي و از راه درست حل كردن مشكله. تخليه احساسي هيچ كمكي به جلوي مشكل را گرفتن يا حل مساله نمي كنه. البته بايد توجه داشته باشين كه نيازي به خنديدن و شادي از ديدن اشتباه نيست. كمي سرسنگين بودن و البته نه قهر كردن خيلي مي تونه كارسازتر باشه. بهتره به جاي هر كاري به منطقي حل كردن مساله فكر كنيم.

هميشه آرامش و ملايمت و مهرباني و خودمونو جاي طرف مقابل قرار دادن و باور داشتن به دوست بودن در زندگي، بهترين و موثرترين راه براي داشتن يه زندگي آروم و بدون مشكله. البته يادمون نره كه كمي تندي و گاهي برخورد هم بد نيست اما در شرايطي كه واقعا ببينيم آرامش جوابگو نيست. هميشه به نظر من آرامش اولين و بهترين راهه.

هميشه آرام و باشكوه باشيد مهربونا

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر1388ساعت   توسط مریم | 

چند روز پیش رفتم ولنجک و پارک پرواز توی سعادت آباد و کلی عکس از این وضعیت گرفتم. اما متاسفانه موفق نشدم براتون آپلود کنم. به ناچار از یکی از سایتا کپی کردم. ولی واقعا این روزا هوا اصلا خوب نیست. من همیشه وقتی این گرد و غبار را در مورد شهرهای جنوبی می شنیدم واقعا ناراحت می شدم و فکر می کردم واقعا راهی برای مقابله باهاش وجود نداره. اما خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم می شه باهاش مقابله کرد و امیدوارم هر چه زودتر مسوولین دست به کار شن و همه هموطنای عزیزمونو از این مشکل دور کنند. ان شالله.

+ نوشته شده در  شنبه 20 تیر1388ساعت   توسط مریم | 
سلام دوستای قدیمی و دوستای جدید و عزیزم که حتی توی نبودن من بهم سر زدین. امروز که آخرین پست ام رو خوندم دیدم چه دایره زیبایی منو دوباره برگردوند به اینجا.

اون روزی که اون پست رو نوشته بودم سرشار از امید و شادی و پر از حس جوانه زدن بودم و امروز هم همینطور. اما شاید باور نکنید روزهایی رو پشت سر گذاشتم که جز تاریکی و یاس و مرگ چیزی پیش روم نبود. روزهای بد و تلخ و مه آلودی که هیچ چیزی از آینده درش پیدا نبود. اما امروز باز پر از حس قشنگ زندگی ام و خوشحالم که با شما هستم.

جمله ای که به من امید دوباره زندگی داد این جمله بود:

خدایا به خاطر همه داده هات و نداده هات شکر

ما آدما همه چیز را از دید خودمون می بینیم. یه اتفاق سرد توی زندگیم افتاد که منو تا سر حد مرگ پیش برد. ناامیدی تمام وجودمو گرفت و به چیزی جز تمام کردن این دنیای نامرد فکر نمی کردم. اما وقتی دیدمو به دنیا عوض کردم و باز خواستم کسی باشم متفاوت از آدمای سست و ناامید امروز انگار خدا هم دوباره روح زندگی رو در من دمید و من کسی شدم بهتر از قبل. البته هنوزم یه وقتایی یادآوری آن چیزایی که برام اتفاق افتاد عذابم می ده اما دیدم عوض شده و به عنوان یه مصلحت خدا بهش نگاه می کنم و مطمئنم اگه در زندگیم پیش اومده حتما خدا چیزایی که من امروز نمی دونم رو می دونسته و حتما به صلاحم بوده. مهم اینه که من اونی باشم که اون می خواد و در مقابل سختیا و مشکلات کم نیارم و به خدا نشون بدم که من همون بنده برگزیده ای هستم که او به آفرینشش می بالد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 تیر1388ساعت   توسط مریم | 
سلام دوستای گلم

امروز دوم آذره. تولد من ۱۱ آذر ماهه اما دیروز یک بار دیگه متولد شدم. یه تولد بزرگ و با شکوه. یه تولد که دوباره از نو جوانه زدم و به قول مریم سبز شدم. دیشب از سفر برگشتم. یه سفر قشنگ و پر انرژی. نمی تونم بگم کجا رفته بودم . مثل طعم گیلاسو که من هر چی بگم شما هیچوفت نمی تونید توی دهانتون لمس کنید. اما مهم اینه که من از دیشب متولد شدم و انگار بار هیچکس روی دوشم سنگینی نمی کنه و من هم روی دوش هیچکس باری ندارم. و من از امروز مریم دیگه ای هستم.

با من به دنیای جدیدم بیاین

همه تونو دوست دارم و از این دنیای تازه عروسی می خوام برم به یه دنیای دیگه. تنهام نذارید که با شما هستم که هستم.

+ نوشته شده در  شنبه 2 آذر1387ساعت   توسط مریم | 

گروه اینترنتی ارور | www.Errooortm.com

انتخاب كمربند مناسب
با اينكه ممكن است جزء كوچكي از ستِ لباس به نظر آيد، اما تناسب و زيبايي كمربند، نقش بسيار مهمي در لباس پوشيدن مردها ايفا مي كند.
پيچيدگي طريقه ي استفاده از كمربند باعث مي شود كه اكثر آقايون به طرز نادرستي آن را به شلوار ببندند. پس اگر مي خواهيد با انتخاب و استفاده صحيح از كمربند، جلوه و شكوه بيشتري به لباسهايتان دهيد و خوش تيپ تر به نظر آييد، با ما در اين مقاله همراهي كنيد.

انواع كمربند
به طور كلي دو نوع كمربند داريم: نوع معمولي و نوع رسمي. با يك حساب سرانگشتي مي توانيد اين دو نوع كمربند را از هم تشخيص دهيد.
اگر كمربند به پهناي انگشت شستتان بود، معلوم مي شود كه كمربند مخصوص لباسهاي رسمي است. هر كمربندي كه از اين اندازه پهنتر باشد نوع معمولي است و به درد لباسهاي رسمي و فرمال نمي خورد. اگر نتوانستيد با كمك اين راهنمايي كمربندها را به خوبي از هم تشخيص دهيد، بايد بدانيد كه از ظاهر كمربند نيز ميتوانيد پي به نوع آن ببريد. كمربندهاي اسپرت معمولاً رنگ هايي براق دارند، درصورتيكه كمربندهاي رسمي رنگ و بافت هايي صاف و مات دارند. خوب است كه حداقل يكي از هر نوع را در كمد لباسهايتان داشته باشيد.

سه رنگ اصلي
انتخاب رنگ كمربند كاري بسيار ساده است، چون فقط سه رنگ اصلي براي آن وجود دارد: مشكي، قهوه اي و قهوه اي سوخته. خوب است كه از هر سه رنگ هم كمربند اسپرت داشته باشيد و هم كمربند رسمي، اما اگر در وسعتان نبود، خوب است كه كمربند اسپرتتان را به رنگ قهوه اي يا قهوه اي سوخته و كمربند لباسهاي رسمي خود را به رنگ مشكي انخاب كنيد.
كمربند رنگ هاي روشن براي نوجوانان و جوانان بسيار مناسب است اما براي افراد مسن تر زياد جالب به نظر نمي رسد.

انواع چرم كمربند
نوبت به جنس كمربند كه مي رسد، انتخاب آن كمي مشكل مي شود.
چرم گوساله: تقريباً اكثر كمربندهايي كه در فروشگاه ها و بوتيك هاي لباس مردانه ديده مي شود، انواع مختلفي از چرم گوساله است. فكر نكنيد زياد بودن آن نشاندهنده ي عدم مرغوبيت آنهاست. برعكس چرم گوساله براي كمربند، هم براي كمربندهاي صاف و براق رسمي و هم كمربندهاي پهن و كلفت اسپرت بسيار عالي و مناسب است.
چرم شترمرغ: مي توان گفت كه زيباترين و خوشرنگ ترين چرم كمربند، چرم شترمرغ است. از آنجا كه ساخت اين نوع كمربند بسيار دشوار است، حداقل چند صد هزار تومان قيمت دارد و هركسي استطاعت خريد آن را ندارد. بستن چنين كمربندي نشانه ي خوشتيپي و كلاس است.
چرم سوسمار: مي توان گفت اين نوع كمربند گرانترين نوع است. قيمت كمربند ساخته شده از چرم سوسمار و همنوعان آن يعني چرم تمساح و كروكوديل، حداقل تا 800 هزار تومان هم مي رسد. ظاهر اين چرم بسيار زيبا و فريبنده است.

خريد كمربند
هر كمربند برچسبي دارد كه روي آن سايز كمربند نوشته شده. اندازه دور كمرتان را بگيريد، و كمربندي با يك شماره بزرگتر از آن بخريد. مثلا اگر اندازه دور كمرتان، 33 يا 34 است، اندازه كمربندتان 36-40 خواهد بود.

كمربند هميشه بايد بعنوان لوازم فرعي كمر لباستان باشد، نه مهمترين جزء لباستان. پس با اينكه دوست داريد چشم ديگران را با برق كمربند چرم كروكوديل خود خيره كنيد، دنبال كمربندهايي نرويد كه قيمتش از كفش يا حتي خداي نكرده از كت و شلوارتان نيز گرانتر باشد.
پس در نتيجه اگر قيمت كت و شلوارتان حدود 300 هزار توماناست، قيمت كمربندتان بايد چيزي بين 20 تا 30 هزار تومان باشد نه بيشتر. مارك هايي مثل گوچي يا ديزل معمولاً كمربندهاي خوبي با قيمت هاي مناسب توليد ميكنند.

ست كردن كمربند با لباس
خوب، پس كمربند كل هفته روي قفسه ي كمربندها در كمدتان بوده و همه ي هفته منتظر بوديد كه امروز برسد تا آن را بسته و به دوستانتان فخر بفروشيد؟ اما صبر كنيد! كمربندتان سياه است، درحاليكه مي خواهيد كفش هاي قهوه اي بپوشيد. واقعاً فكر نمي كنيد كه سِتِ مضحكي از كار درميايد؟
ساده ترين قانون براي سِت كردن كمربند با لباس اين است كه رنگ كمربند بايد همواره با رنگ كفش ها يكي باشد. خيلي ساده است: كفش سياه براق، يك كمربند سياه براق مي خواهد، همين!

كمربندهاي عادي و اسپرت، دست شما را در اين زمينه بازتر مي گذارد. كمربندتان چه سياه باشد، چه قهوه اي و چه سوخته، به خوبي با جين و كفش كتاني جور درميايد، مگر اينكه بخواهيد چكمه پايتان كنيد چون در اين حالت انتخاب كمربند كمي مشكل مي شود.

تقريباً همه ي چكمه ها، بدون توجه به قيمت آن، جزء كفش هاي اسپرت و عادي به حساب مي آيند. اما از آنجا كه از چرم ساخته شده اند، بايد از قانون لباسهاي رسمي براي انتخاب كمربند استفاده كنيد، و رنگ كمربند بايد حتماً با رنگ چكمه ها جور باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت   توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نمي دوني كنار تو
چه حالي داره بيداري

مهموناي عزيز من
خفن بازار(نانازي)
تنهایی-عشق پاک(كامبيز و محمد)
بغض تنهایی
فراتر از آسمان(میلاد)
بهشت کوچکی به نام خانه ما(شیلا)
خانه سبز ما(رها...)
استیشن(رعنا)
سلطان تنهایی(محمد)
خورشید(نیکای عزیز)
گوناگون (عادل)
همه مهموناي عزيز من
نوشته های پیشین
مرداد 1388
تیر 1388
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آرشیو موضوعی
همسرانه
خانه داری
آشپزی
حدیث خانواده
فال زندگی
گلدان ما
نگاه شیشه ای
رنگارنگ
بهداشتی
هدیه های من به امیر ماهم
لغتنامه
مامان و نی نی
نوشیدنیها
عطاری
رمضان
کارمندی
قورباغه را قورت بده
مهاجرت
پیوندها
>>گروه تازه عروس (عضو شوید)
>>ایمیل گروه (برای دریافت مطالب شما و ارسال به تمام اعضای گروه)
>>ایمیل وبلاگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان